گرمابه ها

 

در ایران قبل از اسلام نظافت و استحمام اهمیّت خاصّی داشته و عموم ایرانیان، خود و فرزندان خویش را پیوسته با شست و شو و استفاده از مواد معطّر تمیز و خوشبو نگه می‌داشتند. اسلام نیز نظافت را از ایمان می‌داند و به تشویق و تمجید مردم و تعریف نظافت می‌پردازد. به همین مناسبت در ایران همیشه حمّام از اهمیت خاصّی برخوردار بوده و نه تنها جهت نظافت و تطهیر از آن استفاده می‌شد، بلكه طبق آداب و سنن رایج، در بسیاری از موارد دیگر نیز مورد استفاده قرار می‌گرفته كه به اختصار برخی از این مراسم را شرح می‌دهیم:

مراسم حمّام زایمان: عوام آن را «حمام زالون» می‌گویند و عبارت از آن است كه در دهمین روز زایمان، زائو به اتفاق چند نفر از بستگان نزدیك، طی تشریفاتی به حمّام می‌رفت، در این روز قبلاً حمّام را تزئین نموده گل و گلدان، چراغ و آیینه می‌بستند و شیرینی و شربت می‌دادند، اسفند و كُندردود می‌كردند. اگر زائو از خانواده‌های متمول بود، حمّام را قرق می‌نمودند تا غریبه در جمع نیاید. آنگاه با آداب خاصی زائو را شسته و با داروهای مقوی و معطّر بدن او را مالش داده، سپس با صابون معطّر شست و شو می‌دادند آنگاه با شعر و آواز و موسیقی و هلهله و شادی زائو را به سر بینه آورده به رقص و آواز و خوردن و نوشیدن می‌پرداختند. اسفند دود می‌كردند و پس از آن، زائو و همراهان با نشاط و شادی در حالی كه چادرهای سفید گلدار بر سر داشتند، روانه منزل می‌شدند. در منزل دوباره رقص و پایكوبی می‌كردند و همه به صرف ناهار می‌پرداختند.

حنابندان: این مراسم قبل از شف زفاف انجام می‌گرفت، بدینگونه كه بعضی از بستگان و دوستان داماد، او را به حمّام برده با مواد معطّر شست و شو می‌دادند و دست و پای داماد را حنا می‌بستند یك ساعتی را به هلهله و شادی سپری می‌كردند تا حنا رنگین شود. آنگاه مجدداً داماد را با صابونهای معطّر شست و شو داده، لباس نو می‌پوشاندند و با رقص و آواز و آهنگهای دلنواز او را به خانه و در جمع مدعوین كه به همین مناسبت در منزل جمع شده بودند، می‌آوردند. نظیر همین كار، قدری مفصّل‌تر برای عروس نیز انجام می‌شد.

حمّام عافیت: در قدیم بنا به تجویز پزشك، چهل روز بعد از بعضی بیماریها، مریض را جهت رفع كسالت ناشی از مرض، با دقّت و احتیاط به حمّام برده و با ملایمت خاصی شست و شو می‌دادند و طوری كه مواظب بودند، بیمار در معرض باد قرار نگیرد، به خانه بر می‌گرداندند. حمّام شب عید: حدود یك هفته قبل از تحویل سال نو و مراسم نوروز حمّامهای عمومی به صورت شبانه‌روزی اداره می‌شد. در این هنگام از سال جمعیّت زیادی از مردم خرد و كلان به صورت دسته‌جمعی وارد حمّام می‌شدند و به استحمام و نظافت می‌پرداختند و دست و پایشان را حنا می‌بستند و به استقبال نوروز باستانی می‌رفتند.

تطهیر در روزهای سوگواری: در این روزها گروه زیادی جهت تطهیر به حمّام رفته، پس از انجام شست و شو در مراسم تاسوعا و عاشورا، تعزیه و عزاداری و مراسم مذهبی دیگر شركت می‌كردند.

علاوه بر حمّامهای عمومی، حمّامهای خصوصی نیز وجود داشته كه جهت اطلاع بیشتر به شرح هر یك و همچنین توصیف ساختمان حمّامها می‌پردازیم:

حمّامهای خصوصی اصفهان

بعضی از متمولین و روحانیون ثروتمند مانند سلاطین و شاهزاده‌ها و درباریان و امام جمعه‌ها در منازل خود حمّام اختصاصی داشتند كه نظر به سلیقه و امكانات مالی از نفاست و معماری خاصّی برخوردار بود. این حمّامها دارای سنگهای مرمرِ‌ رنگی، حوض‌های هندسی از سنگ یشم و مرمر و ساختمانی محكم و سنتّی بوده است. اطراف حمام با نقاشیهای زیبایی تزئین می‌شد. كف حمّام با سنگهای زیبا و گرانقیمت پوشیده شده بود و از هر جهت زیبا و نفیس و بهداشتی بود. آب این حمّامها از چاه تأمین می‌گردید و بسیار تمیز و زلال بود. برای گرم‌كردن آب، در «كوره»‌یا «تون» یا «گلخن» این حمامها چوب و هیزم می‌سوزاندند.

حمّامهای عمومی

 این نوع حمامها كه مورد بحث ما و مورد استفاده عامه مردم بوده، نظر به امكانات مالك یا واقف و معمار آن از نظر وسعت و سبك معماری و مصالح ساختمانی به سه نوع عالی، متوسط و معمولی تقسیم می‌شده ولی از نظر ساختمانی و اسلوب دارای قسمتهای مشخص و معینی بود.

ساختمان حمّام: حمّام به طور كلی از چهار قسمت تشكیل می‌شود:  

-راهرو یا پله‌های ورودی - محوّطة سربینه  -راهرو حد فاصل بین بینه -گرمخانه فضای گرمخانه

حمّامها عموماً جهت گرم بودن در زمستان و خنك بودن در تابستان و همچنین سوارشدن آب جاری در مخازن آن، چند مترپایین‌تر از سطح زمین ساخته می‌شده است. بعضی از آنها به قدری داخل زمین فرو می‌رفته كه سقف آن مساوی سطح زمین بوده است. اما این نوع حمّامها بهداشتی نبود و تنفس را مشكل  می‌نمود و به قول عوام، «دَم» داشته است.

فضای سربینه: این فضا در دو سطح ساخته می‌شده است. سطح اول پایین‌تر و همسطح و متّصل به در  راهروی ورودی بود وسط این فضا حوض و فواره و پاشویه، می‌ساختند و اطراف حوض كوزه‌های گل و قلیانها و بطرهای لیموناد یا شیشه‌های نوشابه   دیگر می‌چیدند و زیره درگاهی‌هایی داشته كه مردم كفشهای خود را در آنجا قرار می‌دادند. در نزدیك در خروجی میزی قرار گرفته بود. پشت آن یك تخت چوبی بود و تشكچه‌ای روی آن قرار داشت كه استاد حمّامی  «صاحب یا مالك»‌روی آن می‌نشستند و به حساب مشتریها رسیدگی كرده پس از دریافت پول، كف دست مشتریها گلاب می‌ریخت تا به صورت زده، صلوات گویان خارج شوند. در این محل یكی دو قفسه كوچك و بزرگ نیز قرار داشت كه در قفسة كوچك بعضی لوازم استحمام، اعم  از انواع صابونهای عطری و معمولی، كیسه، سنگ پا، شانه و غیره (و در این اخوار نیز شامپو و وسایل بهداشتی دیگر) جای داشت. در قفسه‌های بزرگتر، انواع حوله‌های نو و نیمدار و لُنگهای تازه و رنگ رو رفته و مستعمل، روی هم چیده شده بود. در سطح دوم یا بالاتر سر بینه، یك سكوی باریك و طولانی بود كه به دیوارهای آن قفسه‌های  متعدّد چوبی كوچكی تعبیه شده بود و عنوان رخت‌كن داشت قفسه‌ها هر كدام شماره و كلید مخصوص داشت. هر قفسه از سه قسمت تشكیل شده بود. قسمت فوقانی محلِ‌قرارگرفتن كلاه،قسمت وسطی محل قراردادن لباس و قسمت تحتانی جای كفش بود.در بدنه‌های دیگر دیوار سربینه، نقاشیهای اسطوره‌ای و پهلوانی و مذهبی كه به «نقاشی قهوه‌خانه‌ای» معروف است، ترسیم شده بود و عموماً اشعاری به مناسبت، با خط خوش بر دیوار حمام نوشته شده بود، از جملة آنها در بیشتر حمّامها این شعر به چشم می‌خورد:هــر كـه دارد امانتی موجود بسپارد بـه بنده وقـت ورود كه اگر شد در این مكان مفقود بنده مسؤول آن نخواهم بود در این قسمت از حمّام چیز دیگری كه به چشم می‌خورد، در زمستانهای برفی و بارانی تعداد زیادی لُنگ  و حوله بود كه روی طناب آویزان می‌شد تا نَمِ آن برداشته شود و برای استفادة گروه بعد، كه وارد حمّام می‌شوند، خشك باشند.  خشك كردن لنگ‌ها در روزهای آفتابی، خارج حمّام، كنار دیوار انجام می گرفت.

گرمخانه: این قسمت كه فضای اصلی حمّام را تشكیل می‌داد، دارای قسمتهای زیر بود: در سطح هم كف،در مدخل ورودی به گرمخانه كه كف حمّام بود، با تخته سنگهای سكنواخت و زیبایی سنگفرش شده بود كه عموماً دارای چند ستون سنگی و سقف گنبدی طاق و چشمه بود.در سقف هر طاق تعداد زیادی شیشه نمود. در كنار سنگفرشهای كف حمّام جویهای كوچك شیب‌داری فضای گرمخانه را تأمین می‌ از سنگ ساخته شده بود كه فضولات و زیاد و آبهای اضافی را به خارج و فاضلاب حمل می‌كرد. نزدیك درب ورودی گرمخانه، حوض مواد  كوچكی پر از آب ولرم وجود داشت كه تازه واردان پاهای خود را در آن شده بود كه نورِ  شست و شو می‌دادند در بعضی از حمّامهای بزرگ و مجلل قدیم استخرهای كوچكی وجود‌نامیدند. بعضی جوانها یا پیرمردان در آن آب‌بازی و شنا می‌كردند و پشتك وتعبیه داشته كه آن را چالة حوض می وارو می‌زدند. طول این چاله حوضها 10 و عرض آنها 4 متر بود و حدود دو مترنیز عمق داشتند. یك قسمت از كف حمّام در قسمت فوقانی به شاه‌نشین شهرت داشته كه اغلب سنگفرش آن صاف‌تر و مرغوب‌تر بوده و كسانی كه رنگ یا حنا، بر ریش و دست و صورت خود می‌بستند چند ساعتی در این  محل دراز كشیده یا خواب می‌رفتند تا سر و صورت، دست و پا، یا ریش حنا بسته و خضاب‌شده‌شان، رنگ بگیرد. مشتری وقتی وارد گرمخانه می‌شد پاهای خود را در حوض دم در می‌شست، از دو سه پله بالا رفته، وارد«خزینه» می‌شد. خزینه‌ها مقابل درب ورودی گرمخانه ساخته می‌شد و برای بچه‌ها آب ولرم و برای بزرگترها آب گرم داشت. خزینه به صورت دایره یا بیضی و یا چند ضلعی ساخته می‌شد. قطر هر خزینه بین چهار الی هشت متر بود و عمقی كمتر از دو متر داشت. در گوشة خزینه محل قیفی شكلی وجود داشت كه آن را «سِلفدون» می‌نامیدند و آب دهان و بینی را در آن می‌انداختند تا به فاضلاب رود. پس از شستشوی   تن و بدن و سر و صورت خود در این آب، از خزینه خارج می‌شدند و كف حمّام می‌نشستند بپردازد. پس از آن روی سكوهایی كه كنار گرمخانه وجود داشت می‌نشستند تا كارگران آنها را صابون بزنند. شاعر معشوق خود را در این حالت چنین توصیف كرده است:

دوشینـه بـه گرمابه دمی كردم رو               دیدم كه نشسته صنمی غالیه مو

مالیده به سیمین بدن خود صابون              مانند گلی كه برف باریـده بـر او

قبل از مراسم كیسه و صابون چنانچه مشتری نیاز به اصلاح ریش داشت روی سكوهای دور تا دور گرمخانه به تراشیدن ریش مشغول می‌شد. اما موهای زاید بدن را در اطاقكهای مخصوصی كه در گوشة راهرو گرمخانه ساخته شده بود، با مواد مخصوصی ازاله می‌كردند. پس از صابون زدن با آبی كه كارگران به روی آنها می‌ریختند، سر و تن را شسته و برای مرتبة دوم وارد خزینه می‌شدند و به شست و شو و تطهیر پرداخته، از خزینه خارج می‌شدند. كارگر حمّامی با فریاد مخصوصی آمادگی مشتری را جهت خروج اعلان می‌داشت، آن گاه از سربینه، خشك‌كن‌های شخصی و یا عمومی، كه عبارت از دو عدد لًنگ و حوله بود، متناسب با شخصیّت مشتری و پولی كه معمولاً می‌پرداخت، به او  می‌پوشاندند و او از همان راهی كه وارد شده بود، خارج می‌شد و به سربینه می‌رسید. در سربینه، ابتدا پای خود را در حوض می‌شست و در مقابل قفسه لباسهای خود روی حوله و یا لٌنگی كه برای نشستن او انداخته بودند، می‌نشست، آن گاه اگر مشتریِ دست و دلبازی بود، كارگری جهت مشت و مال و رفع خستگی حمّام، او را مشت و مال می‌داد. حمّامهای عمومی بعضی مردانه و بعضی زنانه بود. برخی از آنها نیز سه روز در هفته مردانه و بقیه روزها زنانه بود. بعضی هم صبحها تا قبل از طلوع آفتاب مردانه و پس از آن زنانه می‌شدند اما سراسر روزهای جمعه مردانه بودند. بیشتر خانم‌ها لوازم حمّام خود را كه نسبت به تمكن مالی آنها، متفاوت بود، با خود می‌آوردند. حتّی غذا و ترشی و میوه و تنقلات دیگر هم می‌آوردند. لوازم حمّام خانمها عبارت بود از بقچة سفید و تمیزی كه بقچة حمام گفته می‌شد و یك كارگر زن (كلفت) به نام بقچه‌كش، آن را به حمّام می‌برد. در بقچة حمام علاوه بر حوله‌های متعدد، پارچه‌ای به شكل قالیچه برای نشستن در سر بینه، بود. گاهی هم یك سینی مسّی جهت نشستن روی آن، توی گرمخانه با خود می‌آوردند. لوازم دیگری هم مثل طاس و دولچه و پیه‌دان، آینه، شانه، سفیداب، سنگ پا، عطر و گلاب، صابون گل و كیسه و لیف و داروهای تقویت‌كنندة مو و داروهای معّطر و تلطیف‌كنندة پوست كه بر بدن می‌مالیده‌اند و چندین قلم لوازم آرایشی دیگر داخل بقچه بود، استحمام خانمها اغلب بین شش تا ده ساعت طو می‌كشید. كارگران حمام هر كدام در كاری تخصّص داشتند، از جمله: كیس كش، صابون‌زن، مشت و مالچی، سر تراش، خُشك بیار، پادو و كوره‌چی. همه آنها زیر نظر استاد حمّام كه صاحب حمّام بود انجام وظیفه می‌كردند. روستاها هر كدام نسبت به جمعیّت، دارای یك یا چند حمّام زنانه و مردانه بودند كه خانواده‌های روستایی در آن استحمام می‌نمودند و پس از یك سال هر خانواده به طور سرانه، مبلغی بابت پول حمّام می‌پرداختند. معمولاً پول حمام به جای نقدینه، محصولات كشاورزی بود. پیروان ادیان مختلف هم هر كدام طبق آداب و سنن خود حمّامهای جداگانه‌ای داشتند كه ورود افراد متفرقه به آن ممنوع بود.

حال كه به طرز ساختمان و سنّتها و طریقه استحمام آشنا شدیم، به شرح بعضی از حمّامهای معروف و قدیم اصفهان می‌پردازیم:

حمّام خسروآقا:

 این حمّام در شمال شرقی خیابان سپه فعلی و در شمال میدان چهار حوض قدیم اصفهان قرار داشت. این حمّام را یكی از خواجه‌سرایان سلاطین صفویه به نام خسروآقا با اسلوب و استحكام خاصی ساخته بود. حمّام خسروآقا از نظر معماری و مصالح ساختمانی و وسعت، جزء بناها و آثار تاریخی محسوب می‌شد. آب مصرفی آن از چاه تأمین می‌گردید و هم سطح زمین ساخته شده بود و از نظر اكسیژن و بهداشت كمبود نداشت. از این حمّام بسیار زیبا داستانهای جالبی به یادگار مانده است. چند سال قبل افرادی ناشناس(!) این حمّام را شبانه با عنوان و بهانة تعریض خیابان خراب كردند، كه هم از طرف مردم و هنرمندان و علاقمندان تاریخ و فرهنگ و آثار معماری ایران و هم از سوی سازمان یونسكو بسیار اعتراض و سر و صدا ایجاد كرد. حمّام شاه: این حمّام در بازار اصفهان قرار دارد. اگرچه بانی و سازنده آن معلوم نیست اما از مجلل‌ترین و زیباترین حمّامهای اصفهان بوده است. حمام شاه با سنگهای مرمر و كاشیكاریهای زیبا و نقاشیهای ارزشمند تزئین یافته است. در این حمّام چاله حوضهایی جهت آب‌بازی و شنا وجود داشته كه در حال حاضر هم وجود دارد، ولی چند سالی است كه از آن استفاده نمی‌شود.

حمّام علی قلی آقا:

این حمّام در محلّة بیدآباد، در كنار نهر «فدین» یا «فدن» قرار دارد و با اسلوبی خاص و مصالح عالی ساخته شده، به طوری كه نظر هر بیننده‌ای را جلب می‌كند. در كنار حمام، مسجد و مدرسه‌ای به همین نام بنا شده و حمّام وقف آنها گردیده است. در كنار آن حمّام كوچكتری ساخته شده تا زن و مرد بتوانند هر دو از حمّام استفاده نمایند.

حمّام خواجه‌ها:

این حمّام در پشت مطبخ و جنب عمارت دولتی ساخته شده كه یادگاری از دوران صفویه است. گویند زمانی كه سیف‌الدوله، سلطان محمدمیرزا، شالودة بنای عمارتی را در این محل می‌ریخته، در حین كند و كاوی كه به عمل آمده، این حمّام از زیر خاك بیرون آمده و عجب اینكه سالم و بدون عیب باقی مانده بود. این حمّام كه یكی از بهترین و زیباترین حمّامهای زمان خود بود، از سنگهای مرمر عالی و كاشیهای مرغوب و دیگر مصالح خوب ساخته شده بود. چند سال قبل آزمندان، به طمع مصالح گرانبهای آن، حمّام را خراب كرده و مصالح آن را تاراج كرده و به فروش رسانیدند.

از جملة حمّامهای معروف دیگر اصفهان حمّامهای زیر را می‌توان نام برد:

- حمّام شاهزاده ها، در بازار صباغان اصفهان ‌

- حمّام بیگدلی، در شمال شرقی میدان نقش جهان

- حمّام خواجو در مغرب چهارباغ صدر اصفهان

- حمّام شیخ بهایی در حوالی مسجد جمعه، از این حمّام داستانهای شگفت‌انگیزی نقل می‌شود، از جمله اینكه با یك شمع آب آن گرم می‌شده است.

- حمّام سنگ حمّام چیت‌سازها، در محلّة نو

- حمّام ذوالفقار، در بازار بزرگ نزدیك مسجد و مدرسه‌ای به همین نام

- حمّام رستم‌خان و حمّام سیف‌الدین و حمّام میرزا روح  الله در قلعه بزرگ

-حمّام لله بیك، در بازار بزرگ

- حمّام ساروتقی، دربازار ساروتقی

- حمّام شیخ لطف الله، در ظلع شرقی میدان نقش جهان

- حمّام ‌تراشها، در نزدیكی مسجد جامع عتیق

- حمّام مشیرالملك و حمّام شیرعلی كه از شهرت خاصی برخوردار بوده است.

- حمّام كربلایی – از دلقكهای معروف شاه عباس – كه شهرت خاصی داشته و در دردشت واقع بوده است.

از حمّامهای دیگر دردشت حمّام ملاشمس، حمّام جوجی، حمّام وزیر، حمّام شورا، حمّام شیخ و حمّام آقاشیر را می‌توان نام برد.

در محلّه خواجو حدود بیست حمّام وجود داشته است. از جمله حمّام تیموربیك و حمّام میر قاسم بیك. حمّام عباسی نیز از حمّامهای مشهوری بوده كه در دروازه عباسی قرار داشت.

در میدان كهنه اصفهان نیز حمّامهای متعددی بوده كه حمّام میرزا صدر جهان مستوفی الممالك از همه مهمتر بوده است.

عباس‌آباد اصفهان نیز كه محل سكونت تبریزیهای مقیم اصفهان بوده، باب حمّام داشته و مهمترین آنها، حمّام چلپی بوده. این حمام را چلپی استانبول كه ازتجار معروف زمان صفویه می‌باشد نزدیك منزل خود در عباس‌آباد ساخته است.حمّام اسفندیاربیك نزدیك پل باباركن به دست اسفندیار بیك سردار شاه عباس ساخته شده است. حمّام سعادت‌آباد واقع در كاخ سعادت‌آباد به دست یكی از سلاطین صفویه ساخته شده و حمّام سلطنتی بوده است.در جلفای اصفهان هفت باب حمّام اختصاصی وجود داشته كه هر كدام در یكی از محلاّت جلفا به همان نام شهرت داشته است.

در میدان كهنه كه محلّه قدیمی و پرجمعیت اصفهان می‌باشد، حمّامهای دیگری بوده از جمله حمّام كمرزرین، حمّام تخت، حمّام میرزا كوچك، حمّام میرآخورباشی، حمّام فراشباشی، حمّام نقشیان، حمّام میرزافصیح،حمّام رخت‌شویان و حمّام میرزاصدر. از حمّامهای دیگر حمّام پایدار در هارون ولایت، حمّام خاصه تراش، سلمانی مخصوص شاه عباس در نیماورد – حمّام میرزاباقر در مسجد سید و حمّام میرزااسماعیل در دارالبطّیخ را می‌توان نام برد.

 به طور كلی در زمان صفویه 273 باب حمّام در اصفهان دایر بوده، بعضی از این حمّامها هنوز دایر است و بسیاری از آن خراب و متروك گردیده است. در قرن اخیر بسیاری از حمّامهای اصفهان بهداشتی گردید و خزینه كه عامل انتقال میكرب بود به دوش تبدیل شده است. داستان مكرم و امام جمعه اصفهان در حمّام عمومی كه باعث بستن خزینه‌ها شد، بسیار آموزنده و از ابتكارات مكرم اصفهانی بوده است. حمّامهای عمومی به نمرة اختصاصی و عمومی تقسیم گردیده و همه آنها دارای دوش آب سرد و گرم می‌باشد